تبلیغات
باشگاه پژوهشگران جوان - زنجیر محبت
باشگاه پژوهشگران جوان
باشگاه پژوهشگران جوان

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

زنجیر محبت

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.

زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .

وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید: "من چقدر باید بپردازم؟"

و او به زن چنین گفت: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد. همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.

نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"

 

 

 

***

 



چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.

او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.

وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.

 

نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".

 

 

 


همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت:

 

"دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه..."

 

به دیگران کمک کنیم بلاخره یک جا یکی به ما کمک میکنه و قول بدیم كه

 

نگذاریم هیچ وقت زنجیر عشق به ما ختم بشه

 

 


این داستان رو برای هر کس که دوست دارید بفرستید... نگذارید زنجیر عشق به شما ختم بشه

How do you get Achilles tendonitis?
دوشنبه 30 مرداد 1396 04:29 ب.ظ
I like the helpful info you provide in your articles.
I'll bookmark your blog and check again here regularly.
I'm quite certain I will learn many new stuff right here! Good luck for the next!
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 01:51 ب.ظ
Good day! Would you mind if I share your blog with my facebook
group? There's a lot of people that I think would really appreciate your content.
Please let me know. Thanks
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 08:05 ق.ظ
My programmer is trying to convince me to move to .net from PHP.
I have always disliked the idea because of the costs.
But he's tryiong none the less. I've been using Movable-type on several websites for about a year and am worried about switching to another platform.
I have heard good things about blogengine.net. Is there
a way I can import all my wordpress posts into it?

Any kind of help would be really appreciated!
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 10:00 ب.ظ
Hello there! Would you mind if I share your blog with
my zynga group? There's a lot of folks that I think would really enjoy
your content. Please let me know. Thank you
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

این وبلاگ متعلق به باشگاه پژوهشگران جوان دانشگاه آزاد اسلامی یزد می باشد.این وبلاگ سعی دارد تا با کمک نویسندگان آن بتواند در زمینه های مختلف راهگشای محققین و پژوهشگران باشد.
مدیر وبلاگ : محمد رضا احمدزاده

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید ؟






نویسندگان

دریافت کد فال حافظ

دیکشنری آنلاین

دیکشنری آنلاین

كد عكس تصادفی

کد نمایش آب و هوا کد نمایش آب و هوا