تبلیغات
باشگاه پژوهشگران جوان - معرفی کارآفرینان برتر 1 - اقای مهندس آگاه
باشگاه پژوهشگران جوان
باشگاه پژوهشگران جوان

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

معرفی کارآفرینان برتر 1 - اقای مهندس آگاه

من مهرداد آگاه متولد سال 1354 و اهل کرمان هستم. خانواده‌ام سنتاً باغدار و تاجر پسته بودند. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در کرمان گذراندم و سپس جهت تحصیلات دانشگاهی به تهران آمدم. در سال 1376 در رشته مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف فارغ‌التحصیل شدم و سپس دوره فوق لیسانس مهندسی صنایع را در دانشگاه تهران شروع کردم که در سال 1377 و قبل از اخذ مدرک به دلیل گرفتن پذیرش از دانشگاه اقتصاد لندن (LSE – London School of Economics) و علاقه به ادامه تحصیل در امور مالی و نیز کسب تجربه زندگی در خارج از ایران جهت ادامه دوره فوق لیسانس تحقیق در عملیات (Operation Research) ادامه تحصیل در دانشگاه تهران را ناتمام گذاشتم و جهت اخذ ویزای انگلستان عازم پاکستان شدم. پس از گذشت دو ماه و بدلیل طولانی شدن پروسه اخذ ویزای انگلستان به سوئیس رفتم و در آنجا تصادفاً و از طریق اینترنت با دوره مدیریت تکنولوژی (MOT - Management of Technology) که مشترکاً توسط دانشگاههای پلی تکنیک لوزان، سوئیس (EPFL - Ecole Polytechnique Federal de Lausanne ) و دانشگاه تگزاس، آمریکا (University of Texas – Austin) برگزار می‌شد آشنا شدم و در سال 1378 آن دوره مدیریت کاربردی را به اتمام رسانیدم.

در طول دوران تحصیل به فعالیتهای مختلفی از جمله تدریس نرم افزار و برگزاری یک دوره مسابقه فوتبال فانتزی اقدام نمودم (با همکاری آقایان سهراب آگاه و عادل فردوسی پور و با مشارکت روزنامه ابرار ورزشی که این مسابقه جذاب بیش از 23،000 شرکت کننده را بخود جذب نمود). همچنین از سال 1374 تا 1377 به کارآموزی کارگزاری بورس اوراق بهادار نزد شرکت کارگزاری کریشچی (که اکنون به کارگزاری بانک سامان تغییر نام داده است) نیز پرداختم.

اما اولین تجربه کاری حرفه ای خود را در سال 1378 بعنوان مدیر بازاریابی با شرکتی نوپا در سوئیس به نام Fastcom Technology آغاز نمودم. این شرکت توسط دو دکتر پردازش سیگنال دانشگاه لوزان تاسیس شده بود و من جزو اولین نفراتی بودم که به استخدام شرکت درآمدم. تعداد پرسنل شرکت طی دو سال به حدود 35 نفر افزایش یافت و ارزش شرکت با سرمایه اولیه یکصد هزار فرانک سوئیس پس از دو سال به حدود 25 میلیون فرانک افزایش یافت و در سال 1379 بعنوان یکی از سه شرکت برتر سوئیسی از نظر رشد و نوآوری به دریافت لوح تقدیر از وزیر اقتصاد سوئیس نائل شد. شخصاً به دلیل حضورم در شرکت از شروع فعالیت آن، امکانات فوق العاده ای برایم فراهم شد و تجارب بسیار ارزنده ای در زمینه های مختلف از جمله نوشتن Business Plan شرکت، کمک در تامین مالی و یافتن سرمایه گذار، بازاریابی، فروش، قیمت گذاری محصولات و حتی امور فنی من جمله مشارکت در اختراع یک محصول جدید جهت اندازه گیری زاویه خم (توسط لیزر) در دستگاههای خم ورق فلزات کسب نمودم.

 

س: آقای مهندس لطفاً در مورد شرکت آگاه جابز توضیحات بیشتری ارائه دهید؟

پس از بازگشت به ایران در سال 1380 دیگر مشکل حداقل سن (25 سال) جهت اخذ مجوز کارگزاری بورس را نداشتم – قبل از ترک ایران قصد تاسیس یک شرکت کارگزاری را داشتم اما علی­رغم احراز بقیه شرایط با مشکل صغر سن مواجه بودم. اما پس از پیگیری مطلع شدم که بورس تهران دیگر مجوز کارگزاری صادر نمی کند، بنابراین یکبار دیگر مجبور به تغییر برنامه هایم برای آینده شدم و چندین فعالیت مختلف را آزمایش کردم، از آن جمله مشاوره مالی (که تا حدی در امتداد تجارب سابقم در بورس بود) و نیز بررسی شراکت در یک شرکت نرم افزاری. اما سرانجام با توجه به رشد بازار کامپیوتر در ایران شروع به همکاری با شرکت رایان بدر الکتریک نمودم. در آنجا با مسئله استخدام تعداد زیادی نیروی انسانی در سطوح مختلف برخورد کردم و پس از مدتی متوجه معضل استخدام در شرکتهای خصوصی شدم که این مرا وادار به تحقیق بیشتر در این زمینه کرد و در نهایت به این نتیجه رسیدم که بزرگترین معضل مشترک اکثر شرکتهای خصوصی در ایران استخدام و نگه داشتن پرسنل لایق است. با توجه به تجربه استخدام پرسنل از طریق شرکتهای کاریابی و نیز شرکتهای Head Hunting در سوئیس به تحقیق در این زمینه پرداختم و به این نتیجه رسیدم که زمینه فعالیت فوق العاده ای در ایران فراهم است. بدین ترتیب بود که مسیر کاری آینده ام را انتخاب کردم و پس از تحقیق بیشتر به یکی از شرکتهای پیش قدم در این زمینه پیشنهاد شراکت دادم. اما با توجه به برخی مسایل ناگزیر به اختراع دوباره چرخ شدم و شرکت خود، AgahJobs را تاسیس کردم. در ابتدا شروع به طراحی سایت اینترنتی مطابق با آخرین دستاوردهای دنیا در این زمینه نمودم که بر خلاف تصور اولیه ام کمی بیش از سه ماه یعنی حدود یکسال بطول انجامید و نهایتاً از تابستان 1382 فعالیت شرکت آغاز شد. در کل با توجه به پتانسیل موجود و جمعیت جوان و تحصیلکرده ایران آینده خوبی را برای این صنعت نوپای خدماتی متصورم.

متاسفانه در ایران فارغ از مشکلات عادی مربوط به شروع یک فعالیت اقتصادی، مشکلات دیگری نیز وجود دارد که شاید یکی از مهمترین آنها دخالت دولت در هر زمینه اقتصادی است. بسیاری از اوقات دولت میخواهد از کاری حمایت کند، اما مانند یک رفیق نادان می‌ماند که ‌اگر نداشته باشیم بهتر است. صنعتی نیست که دولت از آن حمایت کند و کاملاً متلاشی نشود (یا در انتظار متلاشی شدن نباشد). شرکت ما خصوصی است و خصوصی هم مانده، اما باعث تاسف است که شرایط فعالیت در این زمینه از شرایط نمایندگی مجلس دشوارتر است. یکی از دلایلی که من این کار را شروع کردم این است که زمانی که به ایران برگشتم، از دوستان سابقم تعداد کمی در ایران مانده بودند، اکثر آنها به خارج رفته بودند. با توجه به شناختی که از دوستانم داشتم می­دانستم که همه به منظور ادامه تحصیل نمی‌رود، بلکه تعداد قابل توجهی برای کار به‌انجا می‌روند. منتها اگر کسی بخواهد در آنجا کاری مناسب با معیارها و علایق خود پیدا کند، ابتدا به ساکن و بدون تجربه قبلی کاری یا تحصیلی در آن محیط نمی‌تواند، برای همین اجباراً هر کسی که ‌از ایران می‌رود، فقط می‌خواهد یک مهر تأییدیه روی سابقه‌ی تحصیلی اش زده شود، تا بعد از آن بتواند کار مناسبی را پیدا کند، و بدین منظور در آنجا ادامه تحصیل میدهد و در واقع عملاً وقت و سرمایه‌ قشر بزرگی از افرادی که به خارج می‌روند، هدر می‌رود. حال آنکه اگر موسسه ای معتبر و مورد قبول شرکتهای خارجی در داخل کشور به اعتبار سنجی شرایط تحصیلی و کاری این افراد می پرداخت، از این اتلاف وقت و سرمایه تا حد زیادی کاسته می شد. اگر موسسات معتبر کاریابی خارجی در ایران حضور داشتند نیز این مشکل تا حدودی مرتفع می شد.

کاری که ما انجام می‌دهیم، در اصل کاریابی نیست. با وجود این که نرخ بیکاری در ایران، به ویژه در میان قشر تحصیل کرده بسیار بالا است، شرکت‌ها برای پیدا کردن افراد با تجربه و لایق در زمینه‌های مختلف خصوصاًدر رده مدیریت میانی و بالای سازمان بسیار مشکل دارند. شاید دلیل اصلی این است که قشر مدیر میانی از بعد از انقلاب در عمل وجود نداشته است. متاسفانه در ایران رضایت شغلی نیز بسیار پایین است، بدان معنی که درصد بالایی از جمعیت شاغل علیرغم علاقه شخصی و بنا به دلایل مختلف از دلایل مالی و معیشتی مشغول به کاری غیر از کار مورد علاقه خود هستند.در ‌هر حال در تمام دنیا درصدی از نارضایتی شغلی وجود دارد، اما در ایران متأسفانه این درصد خیلی بالاتر است (هر چند متاسفانه مانند بسیاری موارد دیگر آماری در این زمینه وجود ندارد). کاری که ما انجام می‌دهیم، در مقطع فعلی در وحله اول کمک به شرکت‌ها است. شرکت‌ها عملاً در بسیاری از موارد برای اینکه شخص مناسب را برای کاری پیدا کنند، این را به ما واگذار می‌کنند. این کار در ایران در مراحل ابتدایی قرار دارد و فکر نمی‌کنم هیچ شرکتی وجود داشته باشد که بتواند، به طیف وسیعی از شرکت‌های خصوصی در ایران در این زمینه خدمات ارائه دهد. تنها راه پیش روی شرکت‌ها برای استخدام افراد توانا توسل به آگهی استخدام است که در نتیجه آن با سیلی از تماس (فاکس، تلفن، ایمیل وحتی مراجعه حضوری) مواجه میشوند. به‌ همین دلیل بسیاری از شرکت‌ها به طور مخفی (بدون ذکر نام و یا با حداقل اطلاعات تماس) آگهی می‌دهند، که همین مطلب منجر به افت کیفیت تماسها میشود. این قسمت کار، خیلی زحمت دارد و وقت و انرژی مدیریتی بسیاری میطلبد، به‌همین منظور شرکت‌ها چاره‌ای ندارند، جزء اینکه ‌این کار را به کس دیگری واگذار کنند. این همان قسمتی است که ما بیشتر روی آن کار می‌کنیم و مراحل اولیه استخدامی را از طرف آنها انجام می‌دهیم، انتخاب آنها را آسان‌تر کرده و به جای اینکه آنها وقت بسیاری صرف کنند، ما کارهای اولیه را انجام می‌دهیم و آنها در نهایت با تعداد محدودی از متقاضیان که واجد شرایط و دارای تجربه و تخصص مرتبط هستند مصاحبه میکنند. مزیت و وجه تمایز شرکت ما این است که ‌در کوتاه مدت به منفعت مالی و آنی شرکت نگاه نکردیم، دید ما یک دید منفعت طلبی اما بلند مدت است. کاری که ما انجام می‌دهیم، برای شرکت‌ها ارزش دارد، در غیر این صورت هیچکدام، هیچ بهایی را بابت این خدمات پرداخت نخواهد کرد. فکر می‌کنم در صنعتی که ما کار می‌کنیم، جای رقابت بسیار بیش از این است. سرعت پیشرفت ما بد نبوده، اما انتظار اولیه من بسیار بیش از این بود، اما در کل پتانسیل را مثبت می‌بینیم، برای اینکه کاری که ‌انجام می‌دهیم هم برای افرادی که جویای کار هستند و هم برای شرکت‌ها مفید است.

ضمناً از سال 1383 نیز با همکاری یکی از دوستان قدیمی (آقای علی ایرانی) اقدام به تهیه کاتالوگ جامع لوازم اداری هنزا جهت تهیه کلیه ملزومات اداری شرکتها (لوازم التحریر، مبلمان اداری و ماشینهای اداری) نموده ایم که علی رغم اینکه از اولین کسانی هستیم که اقدام به چنین کاری در ایران کرده است و با علم به مخاطرات موجود، آینده خوبی را در این زمینه نیز متصورم. شخصاً علی رغم مشغله بسیار زیاد کاری ناشی از فعالیتهای موجودم چندین ایده دیگر نیز در سر دارم که شاید پس از روی پای خود ایستادن این دو نوزاد (آگاه جابز و هنزا) به سراغ آنها نیز بروم.

 

س: آقای مهندس شما برای به روز کردن اطلاعات و دانش‌تان کاری را انجام داده‌اید؟

قسمتهایی از کارهایی که‌ انجام می‌دهیم را تغییر داده ایم، اما نه ‌اینکه لزوماً بگویم پیشرفت فنی حاصل شده بلکه کاربردی تر و عملی‌ترشده. در حال حاضر در صنعت ما رقابت کمی وجود دارد و در صنعتی که رقابت نباشد، شما ضرورتی به ‌اعمال تغییرات حس نمی‌کنید. هر چند ما همواره نیم نگاهی به تغییراتی که در دنیا رخ میدهد داریم و سعی ما بر این است که کاری که می‌کنیم، از لحاظ تکنولوژی یا دانش به روز باشد.

در نهایت این رقابت است که منجر به پیشرفت و به روز شدن اطلاعات میشود. متاسفانه در ایران خصوصاً در صنایعی که یا دولت به طور مستقیم رقیب بخش خصوصی می‌شود -در کشورهای توسعه‌یافته‌ی دنیا دولتها تا حد امکان امور اقتصادی را به بخش خصوصی می­سپارند- و یا با وضع قوانین زائد، دست و پا گیر و بعضاً متناقض شرایط را از یک بازار رقابتی سالم منحرف میکند–در بسیاری موارد عده‌ای قوانین را وضع می‌کنند که کمترین اطلاعی از صنعت مربوطه و اثرات اجرای آن قوانین ندارند.

 

س: آقای مهندس نظر شما در مورد مقوله‌ی ارتباط صنعت با دانشگاه چیست؟

مجدداً تصور من بر این است که قسمت زیادی از این ارتباط به وجود بازارهای رقابتی باز می‌گردد. زمانی که من در سوئیس بودم، شرکتی که در آن کار میکردم، محل آن در کنار دانشگاه واقع بود. بسیاری از شرکت‌های بزرگ نیز دفتری را در نزدیکی دانشگاه‌ها (در پارک های علمی یا اینکیوباتورها) دارند، تا بتوانند ارتباط نزدیکی را با دانشگاه ها داشته باشند. دانشگاه صنعتی شریف نیز باید مکانی را برای این منظور اختصاص دهد که البته به تصور من در آینده حضور در این مکان سرقفلی خواهد داشت. زمانی که سایت انجمن فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف راه‌اندازی شد، در ابتدا تمایلی از طرف شرکتها به تبلیغ در این سایت وجود نداشت و AgahJobs اولین شرکتی بود که در این سایت تبلیغ کرد، اما پس از مدتی کوتاه درخواستهای بسیاری جهت درج آگهی به سایت انجمن داده شد که این تایید کننده همین مطلب است. البته به عقیده من این ارتباط باید به صورت طبیعی به وجود بیاید. در ایران ابتدا باید رقابت در صنایع افزایش یابد، تا این امر موجب بروز تفاوت بین استخدام کردن یک فرد عالی، خوب، و یا متوسط گردد. اگر هزینه‌ی این تفاوت زیاد باشد، شرکت‌ها مجبور می‌شوند، به دنبال جذب افراد متخصص بروند و نیز در این چارچوب ارتباط با دانشگاه نیز معنا پیدا میکند. صنعت به دلیل عدم وجود رقابت سالم، ضرورتی احساس نمی‌کند که بخواهد با مراکز علمی ارتباط برقرار کند (زیرا معیارهای کسب سود و زیان لزوماً تلاش در جهت عملکرد بهینه نیست و بطور مثال دستیابی به وامی ارزان قیمت میتواند تاثیری به مراتب بیشتر از بهبود کیفیت کالا را داشته باشد). به‌ هر حال تا قبول نکنیم که دنیای تجاری و اقتصادی تا حد زیادی روی پیشرفت علم و دانش تأثیرگذار است و بخواهیم دانشگاه را جدا از صنعت بدانیم، نتیجه‌ی آن چیزی بهتر از این نمی‌شود.

 

س: آقای مهندس تعریف شخصی شما از کارآفرینی چیست؟ و به نظر شما یک کارآفرین باید دارای چه خصوصیاتی باشد؟

اگر بخواهم یک خصوصیت مشترک را برای کارآفرینان ذکر کنم، این خصوصیت ریسک‌پذیری است. اگر فرد بخواهد کاری را راه‌اندازی کند، جدا از اینکه باید با سختیهایی مقابله کند، برای اینکه در کار موفق باشد، باید ریسک هم کند. یعنی در ابتدای کار با علم به ‌این که در کار لزوماً 100% موفق نخواهد بود، باید سنجیده‌ این ریسک را قبول کند. تا فرد ریسک نکند بعید است موفقیت بزرگی نصیب او شود (کسی که بلیط بخت آزمایی نخرد مسلماً نمیتواند انتظار برنده شدن در قرعه کشی را داشته باشد). فکر می‌کنم مهمترین شاخصه کسانی که موفقیتی بزرگ داشتند، این باشد که در مقاطعی از کار ریسک‌هایی بزرگ کرده اند.

 

س: در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف ایده‌ای مطرح شده تحت عنوان "تأسیس شرکت‌های دانشجویی" که این ایده در فاز مطالعاتی قرار دارد در قالب این طرح فراخوانی به چاپ می‌رسد و گروه‌های دانشجویی که در زمینه‌ی کاری علاقمند هستند و احساس می‌کنند می‌توانند نوآور باشند به مرکز مراجعه کنند و ثبت شرکت انجام دهند البته ثبت شرکت در داخل دانشگاه صورت می‌گیرد، حوزه‌ی فعالیت آنها مرز دانشگاه است و قوانینی هم که بر ایشان حاکم است قوانین ساده شده‌ی تجارت می‌باشد. آنها تحت رهبری علمی و فنی یا فنی و علمی یا نیرویی که از صنعت آمده‌ یا نیرویی که آکادمیک است می‌باشند این مرکز نقش مشاور را برای این تیم‌ها دارد و آموزش‌های لازم را به آنها می‌دهد. پروژه‌های علمی که در نظر دارند را ابلاغ می‌کنند تا به نتیجه‌ی خوبی برسند، بعد از فارغ التحصیلی به 3 دسته تقسیم می شوند: دسته‌ی اول تیمی که موفق بوده از تجربیات خود استفاده می‌کند و همان طور که موفق بوده می‌توان به آن کمک کرد تا موفق بماند، دسته‌ی دوم تیمی که شکست خورده با توجه به اینکه شکست خورده شکست آنها تبعات زیادی نداشته و از طرفی این تجربه می‌تواند یک پشتوانه برای آنها باشد و در بیرون راحت کار کنند، دسته‌ی سوم تیمی که بین‌نا‌بین هستند نه خیلی موفق و نه ناموفق اینها را می‌توان در مرکز رشد و فناوری دانشگاه تحت پوشش قرار داد تا در آنجا پیشرفت کنند با این توضیحات لطفاً نظر خود را در ارتباط با این ایده بفرمایید؟

من همیشه‌ از مقولات آکادمیک گریزان بودم و می‌توان گفت خوش‌بین نیستم که این طرح با این شکل ارزیابی (از طرف دانشگاه و اساتید و نه صنعت یا کارآفرینان)، نتیجه‌ی خوبی داشته باشد. البته با برداشتی که من از صحبت شما کردم، با کلیت آن موافقم، اما اگر می‌خواهید در مرکز، کار مفیدی را در این زمینه ‌انجام دهید، باید بین گروه هایی که‌ یک طرح، ایده و یا‌ نوآوری را داده باشد و کسانی که حاضرند روی این طرحها سرمایه‌گذاری کنند ارتباط برقرار کنید و در واقع پل رابطی در این میان باشید. منتها اگر از حمایت‌های دولتی استفاده کنید، من بعید می‌دانم به نتیجه‌ای مطلوب برسید. شما اگر توجه کنید، شرکت‌های سرمایه گذار مخاطره پذیر (Venture Capital)صرفاً روی ایده‌ی افراد سرمایه‌گذاری نمی‌کنند، بلکه اولاً روی تیمی که می‌خواهد آن ایده را اجرا کند سرمایه گذاری میکنند و ثانیاً آن تیم باید آنها را متقاعد کند که چرا آنها می‌تواند این کار را بهتر از دیگران انجام دهند. افرادی که ‌ایده‌های خوب دارند بسیارند، اما هر کسی لزوماً آن ایده ها را به مرحله ظهور نمیرساند. بعضی ها هم می‌ترسند اگر ایده‌شان را مطرح کنند، آن طرح دزدیده شود، که من فکر می‌کنم این تصور غلطی است. ایده چیزی نیست که کسی بخواهد آن را بدزدد، ایده جهت عملی شدن و اجرا، باور می‌خواهد. اگر شما بتوانید در همین مرحله اولیه طرحها را گلچین کنید و تعداد محدودی را به سرمایه‌گذاران معرفی کنید، سرمایه‌گذاران حتی حاضر هستند برای این خدمات هزینه‌ای هم بپردازند. اگر بتوانید این کار را انجام دهید، خودش موفقیت بزرگ و در خور تحسینی است.

البته لزومی ندارد که برای پیگیری ایده ای ابتدا شرکت تأسیس کرد یا لزومی ندارد که حتماً دفتر کاری وجود داشته باشد. اگر واقعاً فرد مصمم باشد در ابتدا میتواند حتی از منزل (یا به اصطلاح آمریکایی ها از گاراژ یا پارکینگ منزل هم) کاری را شروع کرد. اما اگر مرکز رشد بتواند یک سری مشاوره یا امکانات حداقلی را جهت کارآفرینان جوان فراهم کند مسلماً مفید خواهد بود.

البته به نظر من در ایران زمینه‌ی راه اندازی کار، خصوصاً برای کسانی که‌ امکانات اولیه کمتری دارند، دشوار است. البته به همان میزان نیز روحیه کارآفرینی و ریسک پذیری نیز کمیاب تر است (مثلاً در بین قشر جوان تا حد زیادی اتکا به اقوام و آشنایان جهت پیدا کردن کار وجود دارد). البته من خود جزء دسته‌ای بودم که از کمک اقوام جهت تامین سرمایه ‌اولیه برای ایجاد کار استفاده کردم، اما مسلماً ریسک و مسئولیت این تصمیم را پذیرفتم. البته مسلماً برای کسی که امکانات کمتری داشته باشد وضع مشکلتر است.

سوئیس کشوری ثروتمند است که قسمتی از درآمدهای دولت و استانهای آن صرف وام‌های بلندمدت بدون بهره برای افرادی که می‌خواهند کاری را راه اندازی کنند می‌شود. اما نکته مهم این است که دولت تصمیم نمی‌گیرد که به چه کسی وام دهد، بلکه‌هیأتهای معتمد محلی از صنعتگران و کارآفرینان هستند که تصمیم می‌گیرد.

جدای از آن روحیه دانشجویان نیز باید تغییر کند. آن انتظار بالایی که فرد قبل از ورود به دانشگاه دارد، ممکن است باعث سرخوردگی فرد پس اتمام دانشگاه شود. شخصاً دانشگاه شریف به من کمک بزرگی کرد و در واقع سطح توقعات مرا از بُتِ دانشگاه کاهش داد، و باعث شد من خود به دنبال یاد گرفتن مطالبی که به آنها علاقه داشتم بروم. در واقع دانشگاه به من چگونه‌ یاد گرفتن را آموخت (خصوصاً پروژه ها و مهلت غیر قابل تغییر و تحویل پروژه تحت هر شرایط - حتی با توسل به کپی برداری های هوشمندانه!).

به تصور من بهره‌وری در دانشگاهها بسیار پایین است و به مراتب می‌توان برنامه ریزی بهتری جهت اوقات گرانبهای دانشجویان داشت. من در کمیته فارغ التحصیلان دانشگاه پیگیر طرحی بودم تا‌از دانشجویان و فارغ التحصیلان سال‌های قبل هر دانشکده نظرسنجی شود، که به چه دروس اختیاری علاقه دارند - بدون ارتباط با رشته‌ای که در آن تحصیل میکنند – و این دروس به لیست دروس انتخابی اضافه گردد (حتی بعنوان مثال موسیقی جهت دانشجویان مهندسی). مطمئناً نتیجه‌ی آن افرادی کاملتر و چند بعدی خواهد بود و نیز فکر می‌کنم که به رشد روحیه‌ی خلاقیت دانشجویان کمک کند و حتی در دانشجویان تأثیر بگذارد تا بعد از اتمام تحصیلات به دنبال راه‌اندازی کار مورد علاقه خود بروند.

یکی از مهمترین تفاوتهای ما با کشورهای توسعه در حال توسعه و توسعه یافته این است که نه تنها محیطی امن برای کسب و کار فراهم نمیکنیم، بلکه تبحرّی نیز داریم در فراری دادن افرادی که می خواهند کسب و کار سالمی را راه بیندازند. از اساسی ترین دلایل آنهم این است که بر خلاف سایر کشورها در ایران فرض بر این است که همه دروغگو هستند و خلافکار، مگر خلاف آن ثابت شود (این فرض اساس کار دولت را در اکثر زمینه ها تشکیل میدهد، بعنوان مثال برخورد وزارت دارائی با شرکتها و مودیان مالیاتی). این شاید بزرگترین اختلاف ما با جوامع یک کم پیشرفته‌تر از خودمان باشد. در شرایط فعلی دولت به عنوان یک ترمز قوی روی کل اقتصاد مملکت عمل می‌کند. به نظر من دولت نباید در کارها دخالت کند، بلکه باید صرفاً نقش یک داور بی‌طرف را داشته باشد. این باعث می‌شود، بسیاری از ناهنجاری‌های اقتصادی، اجتماعی تبدیل به موارد مثبت شود و عملاً اقتصاد باز و سالم‌تری داشته باشیم. فکر می‌کنم کارآفرینان - نمی‌گویم قشر تحصیل کرده بلکه قشری که ریسک پذیری بیشتری در موارد اقتصادی دارند - وظیفه‌اش این است که روی محیط خود تأثیر مثبت داشته باشد و دولت را نیز به راه راست هدایت کند.

 

س: آقای مهندس به عنوان صحبت پایانی اگر مطلبی هست بفرمایید؟

توصیه من به دانشجویان و تازه فارغ التحصیلان این است که با دیدی بازتر از دید صرفاً آکادمیک به مسائل نگاه کنند. فرد یاد گرفتن را باید آموزش ببیند و یاد بگیرد که چطور چیزی را فرا گیرد وچطور تحقیق کند. از جنبه‌ی کارآفرینی فرد باید تصمیم بگیرد، اهل ریسک کردن است یا خیر و تا چه حد، البته باید حساب شده ریسک کرد و در بین راه تخمین‌هایی که در ابتدای کار زده را مرور کند. فرد کارآفرین اگر می خواهد موفقیتی فراتر از موفقیت متوسط یا عادی داشته باشد باید پشتکار و جسارت لازم را داشته باشد.

شخصاًبا توجه به اینکه در مسیر زندگی بارها به دلیل تغییر ناگهانی در شرایط (طولانی شدن پروسه ویزا) یا وجود موانع (مانند عدم صدور مجوز کارگزاری از سوی بورس تهران) مجبور به تغییر مسیر از پیش برنامه ریزی شده گشته ام، یکی از دلایل مهم در موفقیت نسبی را در پشتکار و عدم دلسردی و یأس می دانم. البته این مطلب را نیز باید اشاره کنم که بیشتراز همه خود را مدیون والدینم می دانم که زمینه های این موفقیتها را به طرق مختلف فراهم نمودند (از جمله آموزش چگونگی خودآموزی توسط پدرم از دوران طفولیت میباشد که بعنوان مثال منجر به فراگیری زبان انگلیسی در ایران و با استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی – انگلیسی و نیز بعداً تا حدی فراگیری زبانهای فرانسه و آلمانی شد که تأثیر بسزایی در موفقیتهای بعدی ام داشتند). همچنین داشتن همسری مشوق و صبور نیز مرا در فائق آمدن بر بسیاری از سختیها، یاری فراوان نموده است.

مهمترین توصیه من به دانشجویان کسب روحیه خودآموزی و تحقیق و پیگیری در دوران دانشجویی است. این حقیقت را باید ذکر کنم که در ابتدای ورود به دانشگاه صنعتی شریف و حتی پس از گذشت چند ترم تحصیلی بسیار از محتوای سیستم آموزشی دلسرد شدم ولی شاید به دلیل کسب روحیه خودآموزی این امر مرا بیشتر ترغیب به مطالعه شخصی در زمینه های مورد علاقه ام نمود. این را باید متذکر شوم که به نظر من آنچه دانشگاهی مانند صنعتی شریف را برجسته می کند سطح بالای دانشجویان ورودی به دلیل رقابت شدید و نیز سخت گیری بیشتر در امتحانات جهت حفظ این سطح می باشد تا امکانات یا کیفیت آموزش. آلبته در همینجا باید این مطلب را نیز بیان کنم که در سطح دوره لیسانس کم و بیش این مطلب در مورد دانشگاههای سایر کشورها حتی کشورهای پیشرفته نیز صدق می کند و آن چیزی که دانشجو در این مقطع بیشتر باید بدنبال آن باشد کسب روحیه آموزش و فراگیری روال تحقیق است تا صرف دروس تدریس شده. در همینجا جا دارد از اساتید محترمی که علاوه بر تدریس دروس این روحیه را نیز در دانشجویان می پرورند قدردانی کنم.

همینطور به کلیه دانشجویانی که امکان تجربه زندگی در کشورهای غربی یا حتی کشورهای همسایه را دارند توصیه می کنم که از این فرصت استفاده کنند، تا چنانچه آن تجربه همان چیزی باشد که بدنبال آن بوده اند که مراد خویش را سریعتر یافته اند و در غیر اینصورت با عزمی جزم و فراغ خیال و نیز توشه ای از تجربه به میهن خود بازگردند و به پیشرفت مملکت همت گمارند. شخصاً برای من بهترین حاصل تجربه تحصیلی و کاری خارج از کشور این بود که مطمئن تر از همیشه جهت سکونت دائم به ایران برگشتم و با دیدی مثبت تر از گذشته به فعالیت مشغولم.

 

נערות ליווי בתל אביב
جمعه 25 مرداد 1398 12:43 ق.ظ
Quick search and acquire up to date results Locate a massage escort
girl, discrete apartment or any perfect and indulgent recreation. Looking
for escort girls? Discrete apartments? Produce a quick search by region of Israel.
https://www.healthaim.org/people/ms-michelle-steinberg-ms/
پنجشنبه 24 مرداد 1398 05:14 ق.ظ
Hi there I am so excited I found your weblog, I really found you
by mistake, while I was researching on Digg for something else, Nonetheless I
am here now and would just like to say thank you for a fantastic post and
a all round enjoyable blog (I also love the theme/design), I don't have time to go through it
all at the moment but I have bookmarked it and also added in your RSS feeds, so when I have time I will be back to read a great deal
more, Please do keep up the awesome job.
bus do belgii
پنجشنبه 17 مرداد 1398 02:48 ق.ظ
Piece of writing writing is also a excitement, if you know then you can write if not it is complicated to write.
נערת ליווי ברמת גן
چهارشنبه 16 مرداد 1398 07:39 ب.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park in Singapore.
I'm having black coffee, he's creating a cappuccino.
They are handsome. Brown hair slicked back, glasses which fit his
face, hazel eyes and the most wonderful lips I've seen. They are well-built, with incredible arms along with a chest that sticks out on this sweater.
We're standing in the front of each other talking about our
everyday life, what we'd like for the future, what we're interested in on another person. He starts telling me that they have
been rejected lots of times.

‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject you ', I only
say He smiles at me, biting his lip.

‘Oh, I would not know. Everything happens for reasons right.
But tell me, utilize reject me, could you Ana?' He said.


‘No, how could I?' , I replied

"So, you wouldn't mind if I kissed you at this time?' he said as I receive far better him and kiss him.

‘Next occasion don't ask, do it.' I reply.

‘I'm keen on how you will think.' , he said.

Meanwhile, I start scrubbing my your back heel within his leg, massaging it slowly. ‘What do you enjoy girls? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘I enjoy determined women. Someone you will never know what they want. A person that won't say yes even though I said yes. Someone who's not afraid when you try a new challenge,' he says. ‘I'm never afraid when you attempt interesting things, especially on the subject of making a new challenge in bed ', I intimate ‘And I like girls who are direct, who cut over the chase, like you simply did. For being
honest, which is a huge turn on.
sexy2call
سه شنبه 8 مرداد 1398 12:29 ب.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park in Singapore.

I'm having black coffee, he's creating a cappuccino.
He or she is handsome. Brown hair slicked back, glasses for his face,
hazel eyes and the most beautiful lips I've seen. They are quality, with incredible arms and
a chest that is different for this sweater.
We're standing in-front of each other dealing with our
everyday life, what we would like money for hard times, what
we're looking for on another person. He starts saying that he's got been rejected
a lot of times.

‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject you
', I believe that He smiles at me, biting his lip.


‘Oh, I really don't know. Everything happens for good reason right.
But inform me, make use of reject me, could you Ana?' He said.



‘No, how could I?' , I replied

"So, you wouldn't mind if I kissed you today?' he explained as I get much better him and kiss him.

‘The next occasion don't ask, do it.' I reply.

‘I love how you will think.' , he said.

For now, I start scrubbing my high heel in his leg, massaging it slowly. ‘What can you wish girls? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘I like determined women. Someone who knows what you want. Somebody who won't say yes even though I said yes. Someone who's not scared when you attempt interesting things,' he says. ‘I'm never afraid when trying interesting things, especially in relation to making something totally new in the bed room ', I intimate ‘And I really like girls who are direct, who cut with the chase, like you merely did. Being
honest, that's a huge turn on.
לופט
پنجشنبه 3 مرداد 1398 10:41 ب.ظ
Index Search Villas and lofts for rental, search by region, find
in a few minutes a villa for rental by city, various rooms lofts and villas.
Be stunned at the photographs and data that the
site has to offer you you. The site is a center
for everybody the ads in the field, bachelorette party?

Spend playtime with somebody who leaves Israel?
Regardless of what the key reason why you will need to rent a villa for an upcoming event or simply a bunch recreation suitable
for any age. The website is also the centre of rooms through the hour, which is definitely another
subject, for lovers who are seeking a luxurious room equipped for discreet entertainment
which has a spouse or lover. Regardless of you are looking at, the
0LOFT website will make a find you to identify rentals for loft villas and
rooms throughout Israel, North South and Gush Dan.
https://ask.fm/mcintyremcintyre59
سه شنبه 1 مرداد 1398 09:11 ق.ظ
I do not even know how I finished up here, however I thought this submit was great.
I don't understand who you are however certainly you are going
to a well-known blogger in case you aren't already. Cheers!
darmowe konto firmowe
یکشنبه 23 تیر 1398 06:26 ب.ظ
I have been surfing online more than 3 hours today, yet I
never found any interesting article like yours.
It is pretty worth enough for me. In my opinion, if all webmasters and bloggers made good content as you did, the net will be much more useful than ever
before.
najlepsze konto
یکشنبه 23 تیر 1398 05:35 ب.ظ
Its such as you learn my thoughts! You appear to grasp so much approximately this,
like you wrote the e-book in it or something. I believe that you could
do with some % to pressure the message house a bit, but other than that, that
is wonderful blog. An excellent read. I will definitely be back.
konta firmowe
شنبه 22 تیر 1398 05:35 ب.ظ
Hi there just wanted to give you a quick heads up. The text in your post seem to be running off the screen in Firefox.
I'm not sure if this is a formatting issue or
something to do with browser compatibility but I figured I'd post to
let you know. The layout look great though! Hope you
get the issue fixed soon. Many thanks
נערות ליווי ברמת גן
سه شنبه 18 تیر 1398 01:00 ق.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park in Singapore.
I'm having black coffee, he's which has a cappuccino.
They are handsome. Brown hair slicked back, glasses that
fit his face, hazel eyes and the most amazing lips I've seen. He could be nice,
with incredible arms along with a chest that stands
apart about this sweater. We're standing in front of each other referring to our lives,
what we would like for the future, what we're in search of on another person. He starts telling me that she has been rejected many times.



‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject you
', I believe that He smiles at me, biting his lip.


‘Oh, I do not know. Everything happens for
reasons right. But figure out, you wouldn't reject me, can you
Ana?' He said.

‘No, how could I?' , I replied

"So, can you mind if I kissed you at the moment?' he was quoted saying as I buy far better him and kiss him.

‘The next time don't ask, just do it.' I reply.

‘I'm keen on how you think.' , he said.

Meanwhile, I start scrubbing my rearfoot as part of his leg, massaging it slowly. ‘Precisely what do you enjoy girls? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘I adore determined women. Someone discussion whatever they want. A person that won't say yes because I said yes. Someone who's not afraid when you attempt new stuff,' he says. ‘I'm never afraid when you attempt interesting things, especially in relation to making something mroe challenging in the sack ', I intimate ‘And I enjoy women who are direct, who cut from the chase, like you only did. To generally be
honest, that's a huge turn on.
sexy2call
دوشنبه 17 تیر 1398 05:17 ب.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park in Singapore.

I'm having black coffee, he's possessing a cappuccino.
He or she is handsome. Brown hair slicked back, glasses that fit his face, hazel eyes and the
most beautiful lips I've seen. He or she is well developed, with incredible arms
along with a chest that stands apart with this sweater.
We're standing in the front of each other discussing our lives, what
we would like in the future, what we're in search of on another person. He starts
saying that he has been rejected a lot of times.


‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject you ', I only say He
smiles at me, biting his lip.

‘Oh, I would not know. Everything happens for a reason right.
But let me know, utilize reject me, can you Ana?' He said.



‘No, how could I?' , I replied

"So, utilize mind if I kissed you at the moment?' he stated as I purchase better him and kiss him.

‘Next occasion don't ask, do it.' I reply.

‘I enjoy the method that you think.' , he said.

Meanwhile, I start scrubbing my hindfoot in the leg, massaging it slowly. ‘Exactly what do that suits you in women? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘I like determined women. Someone you will never know whatever they want. Someone who won't say yes even though I said yes. Someone who's not scared when you try interesting things,' he says. ‘I'm never afraid of trying interesting things, especially on the subject of making something totally new in the sack ', I intimate ‘And I adore females who are direct, who cut over the chase, like you merely did. To be
honest, it really is a huge turn on.
sexy2call
یکشنبه 16 تیر 1398 05:08 ق.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park in Singapore.
I'm having black coffee, he's developing a cappuccino.

He is handsome. Brown hair slicked back, glasses that suit his face, hazel eyes and the prettiest lips I've seen. They're well developed, with incredible
arms along with a chest that is unique within this sweater.
We're standing in-front of each other discussing our everyday life,
what we wish money, what we're looking for on another person.
He starts telling me that he's been rejected loads of times.


‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject you ', I have
faith that He smiles at me, biting his lip.

‘Oh, I can't know. Everything happens for grounds right.
But let me know, would you reject me, might you Ana?' He said.


‘No, how could I?' , I replied

"So, you would not mind if I kissed you today?' he explained as I receive far better him and kiss him.

‘The very next time don't ask, accomplish it.' I reply.

‘I love how you would think.' , he said.

For now, I start scrubbing my rearfoot in her leg, massaging it slowly. ‘What exactly do you wish in women? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘I enjoy determined women. Someone you never know what they have to want. Somebody who won't say yes even though I said yes. Someone who's not scared when attemping interesting things,' he says. ‘I'm never afraid of trying something totally new, especially in regards to making a new challenge in the sack ', I intimate ‘And I adore women that are direct, who cut through the chase, like you merely did. For being
honest, this is a huge turn on.
נערת ליווי
شنبه 15 تیر 1398 08:13 ب.ظ
"We should build to a new crescendo, cheri," he said. "And we all should have an ending which is to be as none before."

His smile was decadent, his eyes were loaded with lust, and the soft skin of his hard cock against my sex was having
its intended effect. I had been feeling a stronger arousal now as I felt his cock slide between my sensitive
lips. I felt the pinnacle of his cock push agonizingly at the doorway of my pussy, and I desired him to
thrust into me hard. Instead he retracted and slid his hardness back about my
clit.

I used to be aching to have him inside, and I was able to tell that his really need to push that wonderful hard cock inside me was growing.
His moans grew to match mine, and I knew the sensation of my wet pussy lips on the head of his cock was getting a lot
of both for of us.

"Allow finale begin," he explained, and hubby slid the top of
his cock inside me.

Both of us gasped as he held his cock there for any moment.
I contracted my pussy to get him further inside, and the man threw his head back in the sensation. Inch by
excruciating inch he pushed his cock inside me, each time I squeezed my pussy
around him. His cock felt wonderful simply because it filled me, but Needed it inside me.
I rolled to the side and rested my leg against his shoulder, and
the man plunged his cock all the way in.
שירותי ליווי חיפה
دوشنبه 10 تیر 1398 04:47 ب.ظ
Sexy2call Quick search and have the most up-to-date results Find a massage escort
girl, discrete apartment or any perfect and indulgent recreation. Seeking escort
girls? Discrete apartments? Create a quick search by region, the
largest portal in Israel for discreet apartments and
escort girls, a number of youth ads that provides you with
service and guidance you did not know, do a search by city and discover you the dream girl for one more
indulgence, business meeting? Ads don't include and or provide and or encourage and or
imply the provision of sexual services. The ads are subject to
every one of the binding laws with the State of
Israel.
נערות ליווי בתל אביב
یکشنبه 26 خرداد 1398 01:04 ق.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park
in Singapore. I'm having black coffee, he's having a cappuccino.
He is handsome. Brown hair slicked back, glasses which fit his face, hazel eyes and the most beautiful lips I've seen. He or she is quality, with incredible arms along with a
chest that sticks out during this sweater. We're standing in front of
each other speaking about our lives, what we really wish for into
the future, what we're interested in on another person. He starts saying that she has been rejected a lot of times.


‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject you ', I have faith that He smiles at me, biting his lip.



‘Oh, I would not know. Everything happens for good reason right.
But let me know, utilize reject me, does one Ana?' He said.


‘No, how could I?' , I replied

"So, make use of mind if I kissed you today?' he explained as I get far better him and kiss him.

‘Next time don't ask, function it.' I reply.

‘I love the way you think.' , he said.

In the meantime, I start scrubbing my your back heel in their leg, massaging it slowly. ‘So what can you wish ladies? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘I like determined women. Someone you will never know what we want. Someone that won't say yes although I said yes. Someone who's not scared of attempting something mroe challenging,' he says. ‘I'm never afraid of attempting a new challenge, especially in terms of making new stuff in the bed room ', I intimate ‘And I adore girls that are direct, who cut throughout the chase, like you just did. To get
honest, what a huge turn on.'
this link
یکشنبه 12 خرداد 1398 05:46 ق.ظ
My partner and I stumbled over here from a
different web page and thought I might check things out.
I like what I see so i am just following you. Look forward to looking at
your web page for a second time.
Cbd co2
چهارشنبه 8 خرداد 1398 08:11 ب.ظ
I like the helpful info you provide in your articles. I'll bookmark your weblog and check again here regularly.
I'm quite sure I will learn many new stuff right here!
Best of luck for the next!
cbd 30 procent
چهارشنبه 8 خرداد 1398 01:22 ق.ظ
I know this web site provides quality based posts and additional information, is there any other website which provides these kinds of stuff in quality?
olej cbd
سه شنبه 7 خرداد 1398 10:57 ب.ظ
Hi there would you mind stating which blog platform you're using?
I'm looking to start my own blog soon but I'm having a hard time deciding
between BlogEngine/Wordpress/B2evolution and Drupal.
The reason I ask is because your layout seems different then most blogs
and I'm looking for something completely unique.

P.S My apologies for getting off-topic but I had to ask!
kako povecati penis
جمعه 20 اردیبهشت 1398 09:05 ب.ظ
Great work! That is the kind of information that should be shared around
the net. Shame on the search engines for not positioning
this publish higher! Come on over and visit my site . Thanks =)
נערות ליווי
یکشنبه 18 فروردین 1398 07:02 ب.ظ
"We should build to a different crescendo, cheri," he said.
"And then we are going to have an ending that'll be as none before."

His smile was decadent, his eyes were loaded with lust,
as well as soft skin of his hard cock against my sex was having its intended effect.
I had been feeling a stronger arousal now as
I felt his cock slide between my sensitive lips.
I felt the actual top of his cock push agonizingly at the
entrance of my pussy, and I need to him to thrust into me hard.
Instead he pulled back and slid his hardness back up to my clit.


I had been aching to have him inside, and I really could tell that his have to push
that wonderful hard cock inside me was growing. His moans grew to complement mine, and I knew the impression of my wet pussy lips around the head of his cock was getting a lot for both of us.


"Permit finale begin," he stated, and then he slid the top of
his cock inside me.

The two of us gasped because held his cock there for any moment.
I contracted my pussy to drag him further inside, and hubby threw
his head back on the sensation. Inch by excruciating inch he pushed his
cock inside me, and each time I squeezed my pussy around him.
His cock felt wonderful simply because it filled me, but I want to everything inside me.
I rolled sideways and rested my leg against his shoulder, anf the husband
plunged his cock up in.
Ima
یکشنبه 12 اسفند 1397 11:41 ب.ظ
Ԝenger haas a long hijstory oof making Swiss Army knives.
Micki
سه شنبه 23 بهمن 1397 02:35 ب.ظ
From the creators of The Sims, Spore covers lots of game genres,
enabling the player to control the evolution of a species from its microscopic beginnings to an intelligent
species exploring the universe.
brazilian wax near me
شنبه 13 بهمن 1397 09:05 ب.ظ
Quality posts is the key to be a focus for the visitors to visit the site,
that's what this web page is providing.
polycom vendors
چهارشنبه 26 دی 1397 02:28 ق.ظ
Hi my lovved one! I wish to say that this article is awesome, nice written and include almost
aall vital infos. I'd like to look extra posts like this .
Jamey
سه شنبه 25 دی 1397 01:10 ب.ظ
Amazing blog! Do you have any tips and hints for aspiring writers?

I'm planning to start my own blog soon but I'm a little lost on everything.
Would you recommend starting with a free platform like Wordpress or go for a paid option? There are so many choices
out there that I'm completely confused .. Any recommendations?
Thanks a lot!
Luiz Gastão Bittencourt
جمعه 21 دی 1397 11:53 ق.ظ
Greetings! Very helpful advice within this article! It's the
little changes that will make the biggest changes.
Thanks a lot for sharing!
https://forum.cryptorescue.org/viewthread.php?tid=1233615&goto=search&pid=1241823
پنجشنبه 20 دی 1397 08:40 ق.ظ
Very nice post. I just stumbled upon your blog and wished to say that I
have truly enjoyed surfing around your blog posts. After all I will be subscribing to your rss feed and I hope you
write again soon!
cosplay costumes men
پنجشنبه 13 دی 1397 09:08 ب.ظ
What's up to every single one, it's in fact a nice for me to pay a visit this site,
it consists of useful Information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30

درباره وبلاگ

این وبلاگ متعلق به باشگاه پژوهشگران جوان دانشگاه آزاد اسلامی یزد می باشد.این وبلاگ سعی دارد تا با کمک نویسندگان آن بتواند در زمینه های مختلف راهگشای محققین و پژوهشگران باشد.
مدیر وبلاگ : محمد رضا احمدزاده

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید ؟






نویسندگان

دریافت کد فال حافظ

دیکشنری آنلاین

دیکشنری آنلاین

كد عكس تصادفی

کد نمایش آب و هوا کد نمایش آب و هوا